Your address will show here +12 34 56 78
مطالب وبلاگ

تا الان به این فکر کردید که چطور بدون هزینه و فقط با کمی مدیریت حرفه ای میشه راندمان رو افزایش داد؟
شاید شما هم مایل باشید تا اثر مدیریت صحیح و حرفه ای منابع انسانی بر سازمان رو بدونید، با داستانِ واقعیِ زیر با عنوان اثر هاوثورن همراه باشید.

اثر هاوثورن درسی بی نظیر برای تفکر در مورد میزان اهمیت توجه به منابع انسانی و الگویی برای مدیران توانمند به منظور بهبود و ارتقای راندمان کاری

0

مطالب وبلاگ

قاتل منابع مالی کسب و کار شما

امروز شاهد گسترش کسب و کارهای مختلف خصوصا کسب و کارهای تحت وب و استارت آپ ها هستیم، آنچه کاملا بدیهی است این است که هر کسب و کاری در پی تولید ثروت و درآمدزایی شکل گرفته است و دنبال سهم خود از بازار می گردد.

مدیران کسب و کار و صاحبان مشاغل در جستجوی سهم خود از بازار تصمیم به بهره برداری از منابع و پتانسیل های تبلیغاتی گرفته و برای تدوین استراتژیِ تبلیغات دست به قلم می شوند و این برنامه خیلی زود جهت اجرایی شدن به کارمندان شرکت ارائه می گردد.

گاهی هم برای پیشبرد اهداف تبلیغاتی از طریق یک آگهی اقدام به جذب مشاور مارکتینگ شده و بعد از تکمیل تیم اجرایی به سراغ انجام برنامه تبلیغاتی می روند…

پنل تبلیغاتی خریداری شده، شارژ می شود، محتوا درج می شود و بنگ! آغاز تبلیغات…

سیل ترافیک به سایت روانه شده و شمارنده گوگل آنالیتیک خبر از حضور کاربرانی می دهد که از طریق این تبلیغات به وبسایت شما راه پیدا کرده اند. سیر نمودار ترافیک سایت صعودی شده و رنک الکسای سایت کمی کاهش می یابد اما بر خلاف تصور و انتظار، خبری از مشتری نیست!

چند روز می گذرد و آنالیتیکس خبر از افزایش نرخ پرش (Bounce Rate) می دهد! بودجه تبلیغات به اتمام می رسد و نمودار ترافیک سیر نزولی به خود می گیرد و رنک الکسا به جای قبلی خود بر می گردد.

شیرینیِ تجربه ی یک کمپین تبلیغاتی به تلخی کشیده شده و شرکت با شکست کمپین و هدررفت هزینه مواجه می شود…

در این مواقع برخی از مدیران با رفتاری غیر خرفه ای اقدام به کاهش حقوق کارمندان برای جبران هزینه ها می کنند و اشتباه تبلیغاتی خود را با ایجاد نارضایتی سازمانی و از دست دادن نیروی انسانی تکمیل می کنند، اما هستند مدیرانی که به فکر گرفتن مشاوره از متخصصین با تجربه و آشنا به فضای تبلیغات می افتند، با دعوت از مشاور و بررسیِ روند انجام کمپین، مشخص می شود در مسیری اشتباه، با ابزاری اشتباه و با چاشنی ناآگاهی و بی برنامگی قدم برداشته شده است و تمام بودجه تبلیغاتی به هدر رفته.

هر روز تعداد قابل توجهی از استارت آپ ها و کسب و کارهای نوپا با این سناریو محکوم به شکست شده و پروژه fail  می شود،

اما راهکار منطقی برای جلوگیری از این مشکل چیست؟

قدم اول: مدیریت رئیس مآبانه ممنوع !

شما بعنوان یک مدیر باید بدانید که ذات استارت آپ یعنی مدیریت نوین و فاصله گرفتن از روش های تحکمی در مدیریت. هنگام تصمیم گیری برای شرکت یا تدوینِ استراتژی عملکرد، حتما از دیدگاه یک مشاور آگاه و نظرات تمام کارمندان خود مطلع شوید. سابقه ی کاری بالا و تجربیات ارزشمند شما الزاما در همه موارد کارساز نیستند! پیشنهاد من به شما، پیش گرفتنِ روش مدیریت راهبرانه از بدو آغاز فعالیت کسب و کار می باشد.

قدم دوم: جلوی ضرر رو هروقت بگیری منفعته  !

اگر بعد از برداشتن قدم های اولیه احساس کردید مسیر درستی پیش روی شما نیست، غرور را زیر پا گذاشته و جلوی ضرر را بگیرید. یادتان باشد برندینگ (Branding) بسیار ساده تر و کم هزینه تر از ریبرندیگ (ReBranding) می باشد و تبلیغات در مسیر اشتباه نیازمند بودجه ای برای جبران خواهد بود…

قدم سوم: برای تامین مالی به حقوق کارمندان دست نزنید !

در بسیاری از موارد به شخصه این مورد را تجربه کرده ام که کسب نتیجه مطلوب در سازمان هایی با کارمندان ناراضی بسیار سخت و پرهزینه می باشد.

زمانی که اولین تصمیم شما برای تامین کمبود مالی، به تعویق انداختن یا کاهش حقوق کارمندان باشد فرسایش سازمانی آغاز شده و کسب و کار نوپای شما فلج می شود. در عوض ایجاد فضایی آکنده از تعهد و صمیمیت سبب می شود تا کارمندان بصورت خودجوش برای تحقق اهداف شرکت قدم بردارند.

قدم چهارم: انقد مقاومت نکنید !

عنوانِ مدیریت عامل یا عضوی از هیات مدیره الزاما به این معنا نیست که شما یک متخصص مارکتینگ هستید! پیشنهاد می کنم شما به مدیریت شرکت مشغول باشید و تدوین استراتژی های فعالیت در فضای وب را به مشاورین با تجربه بسپارید. کار را باید به کاردان سپرد…

قدم پنجم: در انتخاب مشاور مارکتینگ دقت کافی داشته باشید !

زمانی که تصمیم به استخدام یک مشاور یا مدیر مارکتینگ گرفتید لازم است تا حتما از میزان دانسته ها، قدرت عملیاتی، اشراف به کار و توانمندی های فردی ایشان اطمینان کافی کسب کنید. استفاده از افراد غیرمتخصص که فقط با واژگان بازی می کنند هم می تواند برای شرکت شما مهلک باشد.

0

مطالب وبلاگ

حتما شما هم به این فکر افتادید که برای کسب و کارتون تبلیغات کنید، اما سوال اینجاست که چجوری؟

چطور میشه یک سناریوی تبلیغاتی نگارش کرد؟

تبلیغات ویدیویی بازار داغی پیدا کرده و شرکت های بسیاری سعی دارن تا با ساخت تیزر و کلیپ های تبلیغاتی از رقبا عقب نمونن و به اصطلاح سهم بازار رو از دست ندن. اما درست زمانی که تیم ساخت ویدیوی تبلیغاتی در جلسه ای در شرکت حاضر میشن بزرگترین چالش پیش رو مشخص میشه، نوشتن سناریوی تبلیغاتی…

خیلی از شرکت ها هستن که این کار رو براتون انجام میدن و با پرداخت هزینه ای یک سناریو تقدیمتون میکنند اما سوال اینجاست که این شرکت ها چه فوت و فن هایی رو بلد هستن که ما بلد نیستیم؟

جواب خیلی ساده ست، “شناخت ذائقه ی مخاطب” کلید موفقیت در نگارش سناریویی خوب و درجه یک هستش. اگر شما مخاطب رو بشناسید و از سلیقه ی مخاطب آگاه باشید، دیگه مشکلی باقی نمیمونه!

آگاهی از اصول تبلیغات درست و همگام با نیازهای جامعه، رفتارشناسی مخاطب، اشراف بر واکنش های مخاطبین، شناخت فرهنگ خرید حاکم بر جامعه و… همگی از فاکتورهایی هستن که برای شناخت ذائقه مخاطب لازم هستن.

مشخصه که صرف زمان برای کسب تمام این اطلاعات  برای شرکت شما مقرون به صرفه نیست پس بهره بردن از حضور مشاوری باتجربه و آگاه اهمیت پیدا میکنه.

نکات ضروری برای نگارش سناریوی تبلیغاتی موفق:

دنبال چی می گردید؟!

این خیلی مهمه که هدف شما از ساخت کلیپ تبلیغاتی کاملا مشخص و روشن باشه. هدف شما از ساخت کلیپ چیه و قصد دارید چه دستاوردی داشته باشید؟

هدف از ساخت کلیپ میتونه افزایش آگاهی از برند (Brand Awareness) باشه یا اینکه حس اعتماد رو نسبت به برند شما جلب کنه (Brand Trustworthiness) و یا شاید به دنبال ایجاد زمینه ای مناسب برای ارائه محصولی جدید به بازار باشید و قصد افزایش فروش و بالابردن سهم بازار رو داشته باشید… به هر حال این مهمه که در هر قدمی چه هدفی پیش رو داشته باشید.

نگارش استراتژی تبلیغات و بهره بردن از حضور یک مشاور مارکتینگ میتونه کمک زیادی به شما و شرکتتون محسوب بشه.

ژنتیک برندتون رو میشناسید؟

خیلی اوقات بعد از مطالعات اولیه مشخص میشه که تعداد قابل توجهی از شرکت هایی که از من درخواست مشاوره ی ساخت تیزر یا کلیپ دارن از هویت بصری و اصول اولیه ی برندینگ بی بهره هستن!

به خاطر داشته باشید که انتقال پیام تبلیغاتی موثر در سایه ی هویت بصری و هویت سمعی برند اتفاق میفته.

به شخصه معتقدم تا زمانی که اولیه ترین فاکتور های برندینگ رو ندارید نباید به تبلیغاتی از این جنس ورود پیدا کنید.

شاید بعد از اکران وایرال شدن تبلیغ و مانور بر محصول یا خدمتی محدود کمی افزایش فروش داشته باشید اما ماندگاری در ذهن مخاطب نخواهید داشت!

برخی از شرکت ها تمایل دارن با لوگو و یا رنگ خاصی در ذهن مخاطب نقش داشته ببندن و برخی با ملودی یا موزیک خاص… این ماهیت و چشم انداز و ساختار برند شماست که مسیر رو مشخص میکنه.

نوستالژی ها رو میشناسید؟

تجربه ثابت کرده که مخاطبین ما اغلب حس خوبی به نوستالژی ها و تداعی کننده ی اونها دارند پس بد نیست مثل خیلی از برند ها نیم نگاهی به نوستالژی های خواستنی جامعه داشته باشید و سعی کنید تا بعضی از المان های اساسی اونها رو در تدوین تبلیغات و سناریو به کار ببرید.

این ترفند در دسته بندی تکنیک های “آشناپنداری” قرار میگیره، یعنی ذهن مخاطب شما احساس غریبگی رو کنار میذاره و با استناد به تصویری که از نوستالژی با خودش داره واکنش نشون میده.

اثر تباین رو فراموش نکنید!

گاهی وقتها ما از داشته هامون کاملا راضی هستیم اما وقتی که در مقام مقایسه قرار می گیریم شاید دیگه این احساس رضایت رو نداشته باشیم!

به طور مثال قد 170 سانتیمتر در دسته متوسط ها یا بعضا قد بلند ها قرار میگیره اما اگر شخصی با این میزان قد وارد جمع بسکتبالیست ها بشه شاید در دسته کوتوله ها قرار بگیره!

یا زمانی که با بدنی معمولی و متناسب وارد جمعی بشیم که همه از قهرمانان بدنسازی هستن نسبت به خودمون حس متفاوتی پیدا می کنیم…

این روش سالیان زیادیه که در تبلیغات به کار گرفته میشه، به نظرم هنوز هم از مد نیفتاده!

حساسیت ایجاد کنید و وسواسی ها رو قلقلک بدید!

گاهی وقتها مزیت رقابتی خاصی وجود نداره اما هنوز هم امیدی به تصاحب بازار هست! در این مواقع با بهره بردن از یک اسم دارای اعتبار و یا تاکید بر واژگانی که افراد سختگیر رو اغنا کنن تبلیغاتمون رو میسازیم.

به طور مثال گاهی وقتها کافیه که بگیم با بهره مندی ازجدیدترین تجهیزات و بهترین متخصصین، فرمولاسیونی دقیق تر و اثربخش تر رو براتون بوجود آورده ایم!

به طور کلی نگارش سناریو و ساخت تبلیغات ویدیویی مقوله ای نیست که در یک مقاله جا بگیره اما تمام سعیم رو داشتم تا بتونم مختصری از مفاهیم کاربردی رو با هم مرور کنیم.

0

مطالب وبلاگ

گاهی وقتها که خسته میشیم لازم داریم تا کمی مکث کنیم، برگردیم عقب و مروری به وضعیتمون داشته باشیم، یه نفس عمیق بکشیم و دوباره پرانرژی شروع کنیم.

اینطور مواقع قطعا وجود یک منطق الهام بخش میتونه کمک بزرگی به ما بکنه، با من همراه باشید تا شما رو با منطق مورچه ای آشنا کنم…!

منطق مورچه ای که میتونه برای خیلی از استراتژیست ها هم الهام بخش باشه از چهار قسمت تشکیل شده:

اولین بخش منطق مورچه ای:
یک مورچه هرگز تسلیم نمی شود
منطق خوبیه، اگر آنها به سمتی پیش برن و شما سعی کنید متوقفشون کنید به دنبال راه دیگری می‌گردن!
بالا می‌رن، پایین می‌رن، دور می‌زنن.
اونها به جستجوی خودشون برای یافتن راه دیگه ای ادامه می‌دن.

بخش دوم منطق مورچه ای:
«مورچه‌ها کل تابستان را زمستانی می‌اندیشند»
این نگرش مهمیه. نباید اینقدر ساده لوح بود که گمان کرد تابستون برای همیشه موندگاره.
پس مورچه‌ها وسط تابستون در حال جمع آوری غذا برای زمستونشون هستن.
آینده نگری اصل مهمیه و باید در اوقات خوش فکر طوفان رو هم کرد…

سومین بخش از منطق مورچه این است:
«مورچه‌ها کل زمستان را مثبت می‌اندیشند»
در طول زمستون مورچه‌ها به خودشون یادآور می‌شن که این دوران زیاد طول نمی‌کشه‌؛ به زودی از اینجا بیرون خواهند رفت‌ و در اولین روز گرم‌، مورچه‌ها میزنن بیرون.
اگر دوباره سرد شد آنها برمی‌گردن به پناهگاه ، ولی باز در اولین روز گرم پیداشون میشه.


و اما آخرین بخش:
یک مورچه در تابستان چه قدر برای زمستان خود جمع می‌کند؟
هر چه قدر که در توانش باشه… درسته، مورچه بعد از اینکه به نظرش به منبع قابل قبولی دست پیدا کرد متوقف نمیشه.

نتیجه:

  • هرگز تسلیم نشو
  • آینده رو ببین (زمستانی بیاندیش)
  • مثبت بمون (تابستان را به خاطر بسپار)
  • همه تلاشت رو بکن

0

مطالب وبلاگ

بازاریابی لحظه یا “Micro Moment marketing” چیه؟

چطور میشه از اتفاقات مختلف برای جذب مشتری استفاده کرد؟

هر روز که میگذره عجله ی ما برای انجام کار ها بیشتر و بیشتر میشه… تا جایی که تقریبا انتظار داریم هر چیزی در لحظه برامون مهیا باشه.

همین ویژگی باعث شده که خیلی از ارائه دهندگان خدمات یا فروشگاههای اینترنتی به این فکر بیفتن که چند ساعت بعد از ثبت سفارش نیاز شما برطرف شده باشه.

اما امروز با شما از بازاریابی لحظه ای صحبت میکنم، یعنی در ثانیه مشتری رو دریاب!

با داستان زیر همراه باشید…

یکی از شرکت های ارائه دهنده خدمات هتل و اسکان مسافران، با بررسیِ آمار کنسل شدن پرواز ها متوجه شد که هر روز تعداد قابل توجهی از مسافران به دلیل تاخیر های قابل توجه و یا لغو ناگهانی پرواز سرگردان و معطل میشن. این شد که این شرکت تصمیم گرفت تا با بکار گیری سرویس LBA (Location Base Advertisement) اقدام به چذب این مشتریان در محدوده فرودگاه کند.

همچنین این شرکت برای استراتژی سئو تصمیم گرفت تا بر کلید واژه های “رزرو سریع هتل” و “اسکان موقت سریع” مانور داده و فضا رو برای مشتریان بهبود ببخشه…

با این اتفاق درآمد شرکت در طول یکسال بالغ بر هشتاد و شش درصد رشد داشت!

این داستان مصداقی دقیق از بازاریابی لحظه بود. یعنی سیاست های ارائه خدمات در شرکت باید به نحوی باشه که فاصله ی مشتری تا شما صرفا یک تصمیم باشه.

فرقی نداره که کسب وکار شما چیه، در هر موقعیتی میشه با بهره مندی از استراتژی هوشمند به اهدافتون برسید… با من در تماس باشید.

0

مطالب وبلاگ

آخرالزمان موبایلی چیست؟

چطور میشه از موبایل پول درآورد؟

نسخه موبایل وبسایت چقدر اهمیت داره؟

موبایل ها به جزئی جدایی ناپذیر از زندگی ما تبدیل شدن و میزان نفوذ این دستگاههای هوشمند هرروز بیشتر و بیشتر هم میشه. این همراهیِ دوستانه سبب شده تا برای انجام خیلی از کارهامون به موبایل تکیه کنیم.

یکی از کارهایی که در روز به دفعات انجام میدیم جستجوی مسائل مختلف و کسب آگاهی از طریق تلفن همراه هستش. این اتفاق سبب شده تا گوگل به عنوان بزرگترین موتور جستجو، در یک اقدام مشتری مدارانه به موبایل ها توجه بیشتری داشته باشه چرا که امروز قسمت اعظمی از ترافیک فضای وب از تلفن همراه تامین میشه.

سیاست جدید گوگل به این شکل هستش که به هنگام ایندکس کردن محتوای یک وبسایت، به میزان تحقق فاکتور موبایل فرندلی (mobile friendly) بودن وبسایت استناد میکنه و قویا ریسپانسیو (Responsive) بودن سایت رو ملاک قرار میده.

حتی طبق گزارش هایی اعلام شده که گوگل قبل از بررسی نسخه ی وب، اقدام به بررسی نسخه ی موبایل میکنه. این نکته به این معناست که اگر براتون مهمه در صفحه اول گوگل باشید باید روی نسخه موبایل تمرکز کافی داشته باشید.

برای همینه که عنوان “آخرالزمان موبایلی” یا “Mobilegeddon” شکل گرفته.

اگر نسخه موبایل سایتمون مناسب نباشه چه اتفاقی میفته؟

موبایل فرندلی نبودن سایت شما به معنای حذف شدن از نتایج گوگل نیست، بلکه به این معناسب که شما در نتایج نمایش داده شده بعد از سایتهای موبایل فرندلی قرار میگیرید.

مطالبی که تا الان با شما مطرح کردم باعث شده تا خیلی از سئو کار ها متوجه این موضوع بشن که وقتشه به فکر بیفتن و وبسایت ها رو به شکلی اصولی آپدیت کنن.

برای دریافت مشاوره، طراحی سایت و سئوی حرفه ای با ما در تماس باشید

0

مطالب وبلاگ

اصول حرفه ای در ویدیو مارکتینگ چیه؟

بازاریابی ویدیویی چطور میتونه به فروش بیشتر کمک کنه؟

ویدیو مارکتینگ چطور میتونه به موفقیت ما در برندینگ کمک کنه؟

در این نوشتار سعی دارم تا شما را با یکی از پویا ترین و قدرتمندترین ابزار تبلیغاتی آشنا کنم، این شما و این “ویدیو مارکتینگ” …

بازاریابی ویدیویی که ترجمه  ی واژه ی Video Marketing می باشد از سال 1940 و برای اولین بار توسط شرکت Bulova مورد استفاده قرار گرفت. داستان از این قرار است که این شرکت در ایستگاه تلویزیونی نیویورک اقدام به ساخت فیلم تبلیغاتی کرد که چهار دلار هزینه ی آن بود و به طور رسمی اولین بهره گیرنده از ویدیومارکتینگ بود!

در سال 1981 شاهد رواج این اتفاق بودیم، در سال 1984  شرکت اپل (Apple) به این عرصه وارد شد و ساخت اولین  تبلیغ ویدیویی خود را رقم زد…

روال استقبال شرکت ها و برند های مختلف از این ابزار کارآمد روز به روز گسترش می یافت تا در سال 2005 ، شبکه اجتماعی یوتیوب (YouTube)  پا به عرصه ظهور نهاد. این شبکه هم به رسانه ای عالی تبدیل شد و نایک (Nike) در همان سال بعنوان اولین برند اقدام به بهره برداری از یوتیوب برای تبلیغات ویدیویی خود کرد.

از نمونه های ایرانی شبکه اجتماعی فیلم و کلیپ می توان به آپارات (Aparat ) ، تلویبیون و … اشاره کرد.

چرا ویدیومارکتینگ از اهمیت بالایی برخوردار است؟

  • اساسا ویدیو به دلیل بهره گیری همزمان از صدا و تصویر قدرت انتقال مطلب بالایی داشته و تاثیرگذاری زیادی بر مخاطب دارد.
  • ویدیو به سادگی  مفهوم مورد نظر برند ما را با جذابیت صوتی و بصری بالا منتقل می کند، پس شانس دیده شدن در مقابل مخاطبانی که حوصله ی مطالعه متون بلند را ندارند افزایش می یابد و این یعنی مشتریان تنبل را هم درگیر برند خود می کنیم!
  • تجربه ثابت کرده است که وقتی مخاطب عملکرد محصول را ببیند ساده تر به محصول اعتماد کرده و اقدام به خرید می کند و این یعنی با افزایش Brand Trustworthy ، شانس تصاحب بازار افزایش می یابد.
  • زمانی که مخاطب با محصول و عملکرد آن آشنا شد ، احتمال خرید به میزان قابل توجهی افزایش می یابد  و این یعنی ویدیومارکتینگ می تواند به سادگی افزایش فروش را به دنبال داشته باشد.
  • در ویدیو فرصت داریم تا با بهره گیری از اصوات و تصاویر جذاب، مخاطب را تشویق به بازپخش محتوا (Reshare) کنیم. این اتفاق کاهش هزینه های تبلیغاتی و در عین حال افزایش اثربخشی در تبلیغات را به دنبال دارد چرا که محتوای نشر یافته توسط یک شخص اعتماد دوستانش را راحتتر جلب می کند!
  • در هر ویدیو قسمتی را با عنوان CTA (Call To Action) یا دکمه “فراخوانی”  در نظر میگیریم، به این شکل که در طول نمایش ویدیو سعی بر ترغیب مخاطب به خرید محصول داریم و در انتها با قراردادن دکمه ای با لینک خاص امکان ورود مخاطب به وبسایت یا اپلیکیشن را فراهم میکنیم پس ویدیومارکتینگ علاوه بر افزایش فروش، می تواند افزایش ترافیک برای سایت را هم به دنبال داشته باشد.
  • می توان ادعا کرد که درصد قابل توجهی از متون درفضای وب بصورت کپی مورد استفاده قرار گرفته اند اما ویدیو بصورت اختصاصی برای یک برند تولید می شود و  بازنشر آن هم به معنای کپی کردن نیست! این نکته برای موتور های جستجو جذاب به نظر رسیده و باعث می شود تا ویدیوی شما سریعتر و راحتتر در لیست سرچ قرار بگیرد.

نکات گفته شده قسمتی از مزایای ویدیومارکتینگ می باشند، اگر کمی خلاقیت و مهارت داشته باشیم می توانیم با تولید یک ویدیوی جذاب، هم در برندینگ و هم در بازارسازی پیشرفت زیادی داشته باشیم. برای این کار کافی است تا از تیمی با تجربه و مهارت بالا کمک بگیریم…

0

مطالب وبلاگ

این هشدار کاملا جدیه! آماده نبودن برای یک “معرفی آسانسوری” میتونه منجر به از دست رفتن بزرگترین فرصت زندگی شما بشه…

تصور کنید بعد از کلی دوندگی و انتظار پشتِ در اتاق رئیس منابع انسانی یک شرکت بهتون میگن که فرصتی برای ملاقات با شما ندارن! اما موقع برگشت به طور اتفاقی با جناب رییس وارد آسانسور میشید، فقط 30 ثانیه فرصت دارید تا برنده ی این دیدار باشید و نظر مثبت رییس رو برای استخدام جلب کنید…

چیزی برای گفتن دارید؟

انقدر آماده هستید که فقط با 30 ثانیه زمان خودتون رو پرزنت کنید؟

اینجاست که معجزه ی “معرفی آسانسوری” یا “سخنرانی آسانسوری” به چشم میاد،

این اصطلاح که در کسب موفقیت و دستیابی به اهداف مختلف نقش خیلی مهمی رو ایفا می کنه به معنای این هستش که در کمترین زمان ممکن به بهترین شکل ممکن خودتون رو پرزنت کنید.

محتوای معرفی آسانسوری از سه بخش اصلی تشکیل میشه:

  • شما کی هستید؟
  • چه کاری می کنید؟ (تخصص یا حرفه شما چیه)
  • چرا گزینه مناسبی هستید و باید به شما اعتماد بشه؟ (چه هدفی رو دنبال می کنید)

با من همراه باشید تا فاکتور های کاربردی برای داشتن یک معرفی آسانسوری خوب رو بگم براتون:

قدم اول ) تکلیفتون رو روشن کنید!

باید اهداف فردی و شغلی رو به طور واضح و شفاف مطرح کنید، لازمه که بدونید قراره به کجا برسید تا بتونید بهترین مسیر رو انتخاب کنید…

قدم دوم ) افکارتون رو مکتوب کنید!

خودکاری بردارید و تمام اون چیزی که تمایل دارید طرف مقابل از شخصیت و یا تخصص شما بدونه رو روی کاغذ بیارید،

حالا شروع کنید به بازخوانی و بخش هایی که فکر میکنید قابلیت حذف شدن دارند رو خط بزنید. این کار رو در سه مرحله انجام بدید تا برسید به یه متن مختصر و مفید…

قدم سوم ) قالب اصلی رو اعمال کنید!

گفتیم که محتوای آسانسوری سه تا بخش اصلی داره، لطفا جملات پالایش شده رو توی این قالب قرار بدید و بر اساس اینکه کی هستید + چه تخصصی دارید + دنبال چه هدفی هستید.

یه مثال کوچیک :  “سلام، احسان هستم، متخصص مارکتینگ و برندینگ و10 سال سابقه فعالیت در این عرصه، به دنبال فرصت های شغلی در شرکت های خصوصی و استارت آپ ها هستم”  این یکی از ابتدایی ترین و اولیه ترین متون آسانسوری تلقی میشه.

قدم چهارم ) حواستون به سطح صحبت هاتون باشه!

قراره که ارائه و معرفی شما به دهن مخاطبتون شیرین بیاد، پس بدیهیه که باید خودتون رو با سطح اطلاعات و ادبیات طرف مقابل هماهنگ کنید.

اگر در مقابل یه متخصص خیلی پیش پا افتاده صحبت کنید یا در مقابل یه کارآفرین با تحصیلات کم خیلی تکلف به خرج بدید با بازخورد منفی مواجه میشید.

مثلا گاهی لازمه در تعریف تخصص و اهداف کاری بگید : “میتونم به کسب و کار ها برای پیدا کردن مشتریان بیشتر کمک کنم”…

حواستون باشه که باید به طرف مقابلتون این حس رو القا کنید که از تعامل و همکاری با شما سود می بره .

همینطور لازمه که کلمات خیلی تخصصی رو با احتیاط به کار ببرید، وقتی مخاطب شما با انبوهی از کلمات ثقیل مواجه بشه احساس خنگی میکنه و نسبت به شما گارد منفی میگیره.

قدم پنجم ) وقتشه با صدای بلند بخونید!

بعد از اینکه متن آسانسوری آماده شد میریم سراغ اینکه ببینیم اصلا متن نگارش شده به دل خودمون میشینه یا نه، برای این کار متن رو با صدای بلند بخونید و جلوی آینه با خودتون تمرین کنید.

اگر احساس میکنید لازمه تا برای اثربخشی بیشتر قسمت هایی رو تغییر بدید خب دست به قلم بشید…

انقدر با لحن و حالات مختلف تمرین کنید تا ملکه ذهنتون بشه و بتونید در مواقع لزوم با تسلط خیلی بالا خودتون رو پرزنت کنید.

قدم ششم ) نکات ارائه حرفه ای + متن جایگزین یادتون نره!

هر موقعیتی متن و لحن مناسب خودش رو میطلبه، بهتون پیشنهاد میکنم با چند لحن و نگارش مختلف متن رو بنویسید تا همه فن حریف باشید.

همینطور لازمه تا اصول یک ارائه خوب و قوانین برقراری ارتباط موثر رو لحاظ کنید.

پیشنهاد حرفه ای من برای شما بهره بردن از حضور و همراهی یک مشاور برندینگ و مربی فردی قدرتمنده. جهت دریافت مشاوره و شرکت در دوره های برندینگ شخصی و رشد فردی با ما تماس بگیرید.

0

مطالب وبلاگ

سلام، امروز قراره با شما راجع به شاخه ای باحال و جالب توجه از بازاریابی صحبت کنم… بازاریابی چریکی!

وقتی قرار باشه یک استراتژی برای گوریلا مارکتینگ تدوین کنیم یعنی قراره که اتّکا به پول و خرج های گزاف رو کنار بگذاریم و از انرژی، ایده های خاص و خلاقیت کمک بگیریم.

اگر با شنیدن این کلمه یاد جنگ های چریکی و نامنظم افتادید باید بگم زدید به هدف! بازاریابی چریکی در یک جمله یعنی بهره بردن از ابزار ها و راهکارهای نامتعارف برای کسب موفقیت در بازار.

4

مطالب وبلاگ

استراتژی برندینگ نوتلا

بررسی راههای برند سازی صنایع غذایی و مواد خوراکی

اگر شما هم به دنبال برند سازی یا برندینگ در زمینه صنایع غذایی هستید این مقاله رو از دست ندید!

شرکت های بسیاری هستن که در دنیا شکلات صبحانه تولید میکنند اما هیچکدوم جایگاه جهانی نوتلا رو ندارن…

سوال اینجاست که چطور نوتلا موفق شد برند خودش رو انقدر قوی به تمام دنیا صادر کنه و چطور این موفقیت در “پروداکت برندینگ” تونست “میشل فررو ، مالک نوتلا” رو به ثروتمندترین مرد ایتالیا تبدیل کنه؟

با هم نگاهی به روند رشد و استراتژی های  برندینگ نوتلا داشته باشیم:

شکست، اولین دستاورد نوتلا بود!

درسته! شکست در اولین استراتژی ورود به بازار در سال 1983 کام نوتلا رو تلخ کرد… نوتلا در مناطقی که در آنها محلیت داشت تقریبا شناخته شده بود و خُب انتظار داشت در بدو ورود به ایالات متحده آمریکا هم موفقیت بزرگی رو کسب کنه اما اینطور نشد…

نوتلا با شعار ” می توانید محصول ما را با تمام خوراکی ها استفاده کنید “ سعی داشت تا محصولی تمام عیار برای تمام افراد باشه. در این استراتژی نوتلا سعی داشت تا با مربا، شکلات، خامه های تزیینی کیک و… هم رقابت داشته باشه و جای اونها رو بگیره اما تیرش به سنگ خورد!

نیچ مارکتینگ و شروع مسیر موفقیت

وقتی نوتلا ناکامی در تصاحب بازار رو تجربه کرد تصمیم گرفت تا با تغییر استراتژی به ” نیچ مارکتینگ ” رو بیاره، کاری که از اول باید انجام می داد…

در استراتژی جدید دیگه نوتلا سعی نکرد همه کاره و برای همه باشه! بلکه سعی کرد خودش رو به ” ستاره میز صبحانه  ” تبدیل کنه. در این استراتژی یک هدف در دستور کار نوتلا قرار گرفت و اون هدف ” کمک به مشتریان برای درک هرچه بهتر مورد استفاده نوتلا ” بود.

به این شکل نوتلا سعی کرد تا در قالب کمپین های جذاب به مردم اعلام کنه که ” محصول ما مخصوص صبحانه ست ” و کم کم به سفره های صبحانه راه پیدا کرد…

این استراتژی موفقیت اولیه رو برای نوتلا رقم زد و این خوشمزه ی پُرکالری تونست قسمتی از سهم بازار رو بدست بیاره.

نوتلا تصمیم گرفت تا با همین محوریت و با رویکردِ همراه ساختن کسانی که هنوز مشتری نشده بودن اقدام به اکران  فاز جدیدی از تبلیغات کنه، نوتلا خودش رو بعنوان بخشی از یک رژیم غذایی سلامت و نرمال معرفی کرد.

دقت کردید چقدر هوشمندانه بود؟ نوتلا هیچوقت صراحتا اعلام نکرد که این محصول و شکلات فندوقی یک رژیم سالم تلقی میشه بلکه اعلام کرد که نوتلا در یک رژیم نرمال برای یک فرد عادی جا داره!

کمپین های UGC و موفقیت برند

در قدم بعدی و برای گسترش بازار، نوتلا به سراغ ” UGC ” رفت و سعی کرد تا مخاطبین رو با کمپین های مجازی هدفمند وادار به بازنشر تجربه شیرینشون از مصرف نوتلا کنه. با این اتفاق به راحتی توسط مشتریان راضی تبلیغ شد و سهم بازار خودش رو گسترش داد!

جالبه که بدونید استراتژی موفق نوتلا در سال 2002 تدوین و عملی شد…

همیشه بهره گیری از اصول بازارسازی و بازاریابی به اقتضای شرایط نقش مهمی در موفقیت یک برند داشته و داره، برای دریافت مشاوره مارکتینگ و برندینگ با من تماس بگیرید.

2