مطالب وبلاگ

سناریویِ تکراریِ شکست استارت آپ ها

قاتل منابع مالی کسب و کار شما

امروز شاهد گسترش کسب و کارهای مختلف خصوصا کسب و کارهای تحت وب و استارت آپ ها هستیم، آنچه کاملا بدیهی است این است که هر کسب و کاری در پی تولید ثروت و درآمدزایی شکل گرفته است و دنبال سهم خود از بازار می گردد.

مدیران کسب و کار و صاحبان مشاغل در جستجوی سهم خود از بازار تصمیم به بهره برداری از منابع و پتانسیل های تبلیغاتی گرفته و برای تدوین استراتژیِ تبلیغات دست به قلم می شوند و این برنامه خیلی زود جهت اجرایی شدن به کارمندان شرکت ارائه می گردد.

گاهی هم برای پیشبرد اهداف تبلیغاتی از طریق یک آگهی اقدام به جذب مشاور مارکتینگ شده و بعد از تکمیل تیم اجرایی به سراغ انجام برنامه تبلیغاتی می روند…

پنل تبلیغاتی خریداری شده، شارژ می شود، محتوا درج می شود و بنگ! آغاز تبلیغات…

سیل ترافیک به سایت روانه شده و شمارنده گوگل آنالیتیک خبر از حضور کاربرانی می دهد که از طریق این تبلیغات به وبسایت شما راه پیدا کرده اند. سیر نمودار ترافیک سایت صعودی شده و رنک الکسای سایت کمی کاهش می یابد اما بر خلاف تصور و انتظار، خبری از مشتری نیست!

چند روز می گذرد و آنالیتیکس خبر از افزایش نرخ پرش (Bounce Rate) می دهد! بودجه تبلیغات به اتمام می رسد و نمودار ترافیک سیر نزولی به خود می گیرد و رنک الکسا به جای قبلی خود بر می گردد.

شیرینیِ تجربه ی یک کمپین تبلیغاتی به تلخی کشیده شده و شرکت با شکست کمپین و هدررفت هزینه مواجه می شود…

در این مواقع برخی از مدیران با رفتاری غیر خرفه ای اقدام به کاهش حقوق کارمندان برای جبران هزینه ها می کنند و اشتباه تبلیغاتی خود را با ایجاد نارضایتی سازمانی و از دست دادن نیروی انسانی تکمیل می کنند، اما هستند مدیرانی که به فکر گرفتن مشاوره از متخصصین با تجربه و آشنا به فضای تبلیغات می افتند، با دعوت از مشاور و بررسیِ روند انجام کمپین، مشخص می شود در مسیری اشتباه، با ابزاری اشتباه و با چاشنی ناآگاهی و بی برنامگی قدم برداشته شده است و تمام بودجه تبلیغاتی به هدر رفته.

هر روز تعداد قابل توجهی از استارت آپ ها و کسب و کارهای نوپا با این سناریو محکوم به شکست شده و پروژه fail  می شود،

اما راهکار منطقی برای جلوگیری از این مشکل چیست؟

قدم اول: مدیریت رئیس مآبانه ممنوع !

شما بعنوان یک مدیر باید بدانید که ذات استارت آپ یعنی مدیریت نوین و فاصله گرفتن از روش های تحکمی در مدیریت. هنگام تصمیم گیری برای شرکت یا تدوینِ استراتژی عملکرد، حتما از دیدگاه یک مشاور آگاه و نظرات تمام کارمندان خود مطلع شوید. سابقه ی کاری بالا و تجربیات ارزشمند شما الزاما در همه موارد کارساز نیستند! پیشنهاد من به شما، پیش گرفتنِ روش مدیریت راهبرانه از بدو آغاز فعالیت کسب و کار می باشد.

قدم دوم: جلوی ضرر رو هروقت بگیری منفعته  !

اگر بعد از برداشتن قدم های اولیه احساس کردید مسیر درستی پیش روی شما نیست، غرور را زیر پا گذاشته و جلوی ضرر را بگیرید. یادتان باشد برندینگ (Branding) بسیار ساده تر و کم هزینه تر از ریبرندیگ (ReBranding) می باشد و تبلیغات در مسیر اشتباه نیازمند بودجه ای برای جبران خواهد بود…

قدم سوم: برای تامین مالی به حقوق کارمندان دست نزنید !

در بسیاری از موارد به شخصه این مورد را تجربه کرده ام که کسب نتیجه مطلوب در سازمان هایی با کارمندان ناراضی بسیار سخت و پرهزینه می باشد.

زمانی که اولین تصمیم شما برای تامین کمبود مالی، به تعویق انداختن یا کاهش حقوق کارمندان باشد فرسایش سازمانی آغاز شده و کسب و کار نوپای شما فلج می شود. در عوض ایجاد فضایی آکنده از تعهد و صمیمیت سبب می شود تا کارمندان بصورت خودجوش برای تحقق اهداف شرکت قدم بردارند.

قدم چهارم: انقد مقاومت نکنید !

عنوانِ مدیریت عامل یا عضوی از هیات مدیره الزاما به این معنا نیست که شما یک متخصص مارکتینگ هستید! پیشنهاد می کنم شما به مدیریت شرکت مشغول باشید و تدوین استراتژی های فعالیت در فضای وب را به مشاورین با تجربه بسپارید. کار را باید به کاردان سپرد…

قدم پنجم: در انتخاب مشاور مارکتینگ دقت کافی داشته باشید !

زمانی که تصمیم به استخدام یک مشاور یا مدیر مارکتینگ گرفتید لازم است تا حتما از میزان دانسته ها، قدرت عملیاتی، اشراف به کار و توانمندی های فردی ایشان اطمینان کافی کسب کنید. استفاده از افراد غیرمتخصص که فقط با واژگان بازی می کنند هم می تواند برای شرکت شما مهلک باشد.

نویسنده


Avatar